![]() |
![]() |
|
|
بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاکستري گم شد و گنجشکي که هر روز از کنار پنجره با مهرباني دانه بر ميداشت...تمام بالهايش غرق در اندوه غربت شد بعد از رفتنت آسمان چشمهايم خيس باران شد بعد ار رفتنت انگار کسي حس کرد که من بي تو تمام هستي ام را از دست خواهم داد کسي حس کرد که من بي تو هزاران بار در هر لحظه خواهم مرد |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 11:30 توسط محمد |
|
|
کاش اي دوست تو ميدانستي سفره من خاليست از محبت از عشق و در اين خانه سرد ، پشت اين پنجره ها دل من زندانيست و نگاهم هر روز ، روي ديوار بلندي که ميان من و توست مي شمارد با خويش روزهايي را که بي تو سر کرد صبور بي تو پژمرد در اين تنهايي ولي افسوس که ديگر دير است من به اين تنهايي انچنان مانوسم که اگر روزي باز , بگشايد دستي در زندان مرا شوق پروازم نيست |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم آذر 1384ساعت 11:22 توسط محمد |
|
|
در این دنیا چنان تنها و دلگیرم که روز مرگ خود را جشن می گیرم
شعر با قافیه زیبا می شود و زندگی با مرگ آن کس که می گرید آن کس که می خندد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 17:59 توسط محمد |
|
|
مرگ من معنی زنده شدن است زندگی مبحس و زندان و تن است گر تو خواهی مرا شاد کنی بهترین هدیه به من مرگ من است |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 17:46 توسط محمد |
|
|
کاش می شد عشق را پرپر کنم شادی را با شقایق سرکنم کاش می شد قطره قطره پرکشم از بام او
داغ تنها ماندنم را وا کنم
کاش می شد دل به دریا بسپارم
عشق بی آغاز را پایان کنم
کاش می شد در نگاه پنجره
دردهای قلب را رسوا کنم
کاش می شد عمر را تکثیر کرد
لحظه ی دیدار را تجدید کرد
کاش می شد اشک را تهدید کرد
فرصت لبخند را تمدید کرد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 19:23 توسط محمد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم آذر 1384 |
| پیوندها |
|
آقا احسان جان آواهای آقای رضا هوم عشق پنهانی عشق علاقه محبت لینک دون طرقبه |
|
RSS
|